- گزارشی اجمالی از تظاهرات 6ژوئن ژنو
- کارگران جهان در حمایت از کارگران ایران تظاهرات کردند
- گزارش راديو ندا ازآكسيون اعتراضي درمقابل سازمان جهاني كار در ژنو
- نامه ی رضا شهابی به کارگران شرکت کننده در اجلاس سازمان جهانی کار
- نامه ي علي نجاتي به كارگران و شركت كنندگان در اجلاس سازمان جهاني كار
- گزارش کانون مدافعان حقوق کارگر از وضعیت کار و زندگی کارگران ایران
- اجلاس سازمان جهانییِ کار، اجلاس نمایندهگان سرمایهداری!
گزارشی اجمالی از تظاهرات 6ژوئن ژنو
به دنبال فراخوان 5 سندیکای فرانسوی در حمایت ازکارگران ایران و خواسته های برحقشان تظاهراتی از ساعت 12 تا 14 روز چهارشنبه در میدان ملل ژنو مقابل ساختمان سازمان ملل با شرکت 80 نفر از فعالین سندیکایی کشورهای حهان و فعالین کارگری و سیاسی ایرانی در یک هوای بارانی برگزار شد.
پیرکوتاز مسئول بخش بین المللی سندیکای ث.ژ.ت از جمله سخنرانان این مراسم بود .وی توضیحاتی در رابطه با توطئه ی کارفرمایان جهت عدم برگزاری کمیسیون استانداردها داد. و یاد آور شد که ایران کماکان در لیست بلند کشورهای پایمال کننده مقاوله نامه های سازمان جهانی کار و حقوق بنیادین کار قرار دارد. برگزاری کمیسیون استانداردها در صدویکمین اجلاس سازمان جهانی کار می توانست ایران را در لیست کوتاه سازمان جهانی کار متشکل از 25 کشوری که این حقوق راآشکارا نادیده و پایمال می کنند قرار دهد.
مسئول بخش بین المللی ث.ژ.ت افزود، علیرغم این تبانی جهانی و توطئه ی کار فرمایان ،سندیکاهای کارگری شرکت کننده در این اجلاس در حال تبادل نظر و بررسی کانال هاو راههایی هستند تا ازآن طریق بتوانندهیئت ایرانی شرکت کننده در این اجلاس را تحت فشاربیشتر قرار داده و ماهیتشان را برملا سازند.
از دیگر سخنرانان این تظاهرات فیلیپ روو از سندیکای ث.اف.د.ت و تریکش ژان کلود از سندیکای اونسا بودند که در این اجلاس شرکت دارند، فیلیپ روو از جمله گفت وضعیت فعالین سندیکایی در ایران و فشاری که از طرف رژیم ایرن به آنهاوارد میشود زخمی بر پیکر فعالیتهای سندیکایی در جهان است.
سپس خانم دومینیک گیانوتی مسئول بین المللی سندیکای اف.اس.یوسخنرانی کردند و پس از آن آلن بارون از سندیکای همبستگی (سود)فرانسه نامه رضا شهابی خطاب به کارگران شرکت کننده دراجلاس سازمان جهانی کار را به زبانهای فرانسه و انگلیسی قرائت کرد.
مارکو اسپانیولی از سندیکای ث.ژ.آ.اس سوئیس طی سخنانی کوتاه همبستگی خود را با کارگران ایران به سمع حضار رساند.
رشید معلاوی از سندیکای مستقل الجزایر، خیاری از سندیکای مستقل مصر (این سندیکا عضو آی.تی.اف -فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل- می باشد)، ممدو دیوف دبیر سندیکای مستقل سنگال و خانم نییل دیاکوته، دبیر بخش زنان سندیکای مستقل سنگال با اظهاراتشان درجمع تطاهرکنندگان همبستگی جهانیشان را با کارگران ایران و خواسته های برحقشان اعلام کردند.
حبیب رضاپور از اعضای سابق سندیکای کارگران شرکت واحداتوبوسرانی تهران وحومه ضمن ارائه گزارشی کوتاه از وضعیت فعالین سندیکای واحدو فشارهایی که طی این سال ها از طرف رژیم ایران به آنها وارد شده ومی شودازاقدامات سندیکاهای کارگری جهان در پشتیبانی از فعالین کارگری و سندیکایی در ایران تشکر کرد.
در حاشیه:
- سخنرانان فرانسوی شرکت کننده در اجلاس سازمانی جهانی کار از جمله یادآور شدند که کنفدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری به طور مشروح و مشخص در جریان وضعیت کارگران ایران و فعالین کارگری زندانی قرار دارد و در راستای حمایت هماهنگ تر جهانی از کارگران ایران اظهار امیدواری کردند.
-امروز،اطلاعیه شماره ی 30 کمیته دفاع از رضا شهابی -نامه ی رضا شهابی خطاب به کارگران شرکت کننده دراجلاس سازمان جهانی کار-به زبان انگلیسی در اجلاس عمومی سازمان جهانی کار از طرف سندیکاهای کارگری حاضردراجلاس، توزیع شد.
-صبح امروز صدها برگ فراخوان سندیکاهای فرانسوی، بولتن و بیانیه اتحادبین المللی در حمایت ازکارگران در ایران درباره ی آخرین وضعیت کارگران و فعالین کارگری زندانی در ایران به زبان انگلیسی دم درب وردی سالن کنفرانس عمومی سازمان جهانی کار بین هیئت های نمایندگی شرکت کننده در اجلاس توزیع شد.
-عصرامروزپس ازبرگزاری تظاهرات هیئتی از فعالین کارگری ایران متشکل ازفعالین اتحادبین المللی درحمایت از کارگران درایران وهمبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران پاریس با یکی از مسئولین سازمان جهانی کار دیدار کردندوگزارشات کتبی وشفاهی درباره وضعیت کارگران ایران را دراختیارش قرار دادند.
ناصرپاریس
17خرداد1391
کارگران جهان در حمایت از کارگران ایران تظاهرات کردند
نوشتۀ مصطفی خلجی-رادیوبین المللی فرانسه
امروز، ششم ژوئن، تظاهراتی به همت پنج سندیکای مهم کارگری فرانسه، همزمان با برگزاری اجلاس سازمان بین المللی کار در شهر ژنو سوئیس، در حمایت از کارگران ایرانی برگزار شد.
سندیکاهای فرانسوی با فراخوان تمامی تشکلات کارگری شرکت کننده در اجلاس سال 2012 سازمان بین المللی کار در ژنو، خواستار آزادی کارگران زندانی در ایران، ایجاد سندیکاهای مستقل در این کشور و همچنین حضور نمایندگان واقعی، و نه سندیکاهای وابسته به دولت جمهوری اسلامی شدند.
همزمان رضا شهابی، عضو سندیکای کارگران شرکت واحد در نامه ای سرگشاده به کارگران شرکت کننده در اجلاس سازمان جهانی کار، با برشمردن بی عدالتی هایی که درباره وی و همچنین تمامی کارگران ایرانی می شود بر نقش سازمان جهانی کار نسبت به آزادی کارگران در ایران تأکید کرده است.
علیرضا نوایی، یکی از فعالان اتحاد بین المللی حمایت از کارگران ایرانی که در تظاهرات ظهر امروز در میدان ملل شهر ژنو حضور داشت، درباره جزییات این تظاهرات با بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه گفت وگو کرده است.
این فعال کارگری معتقد است این تظاهرات فرصتی است برای انعکاس صدای حق طلبانه کارگران ایرانی در جهان تا جمهوری اسلامی متوجه باشد که نمی تواند در سکوت کارگران ایرانی را سرکوب کند.
گزارش راديو ندا ازآكسيون اعتراضي درمقابل سازمان جهاني كار در ژنو
گزارش راديو ندا از آكسيون اعتراضي در مقابل سازمان جهاني كار در ژنو به فراخوان پنج سنديكاي كارگري فرانسه در حمايت از كارگران زنداني، در گفتگو با فرهاد دانشور و علي مباركي
اطلاعیه شماره 30 – نامه ی رضا شهابی به کارگران شرکت کننده در اجلاس سازمان جهانی کار
دوستان کارگر!
کارگران شرکت کننده در اجلاس سازمان جهانی کار
من رضا شهابی عضو هیأت مدیره و مسئول مالی سندیکای کارگران شرکت واحد به دلیل فعالیتهای صنفی در تاریخ 22/3/89 دستگیر و زندانی شدم و در زمان دستگیری و بازداشت مورد ضرب و شتم و فشارهای روحی و جسمی شدیدی قرار گرفتم و بمدت طولانی در انفرادی (11 ماه) محبوس بودم بدون آنکه از خانواده ام خبری داشته باشم و در نهایت محکوم به 6 سال زندان، 5 سال محرومیت از فعالیت های سندیکائی و 7 میلیون تومان جزای نقدی شدم و در حال حاضر هم به دلیل ضرب و شتم و فشارهای جسمی و روحی از ناحیه گردن و کمر و سمت چپ بدن دچار اختلالات حسی و حرکتی شده و در بیمارستان برای عمل جراحی بستری هستم. دوستان من مگر من خارج از قوانین و کنوانسیون های سازمان جهانی کار قدمی برداشته ام؟ سوال من از شما عزیزان حاضر در اجلاس این است در این مواقع نقش سازمان جهانی کار و نمایندگان کارگران حاضر در این اجلاس چیست؟ همکاران من، ما زمانی برای نظام های سرمایه داری و نمایندگان آنها اهمیت داریم که تولید ثروت کنیم و در جهت منافع آنها قدم برداریم در غیر اینصورت مثل من زندانی می شویم و از بدو دستگیری کارفرمایان حقوق و بیمه را قطع می کنند و خانواده هایمان را تحت فشار اقتصادی قرار می دهند تا از این طریق ما را تسلیم خواسته های خود کنند.
دوستان من گناه من کارگر شرکت واحد چیست که باید 6 سال زندانی بکشم و 5 سال از فعالیت های سندیکایی محروم باشم؟ آیا درخواست افزایش دستمزد و مزایا بر اساس استانداردهای بین المللی و نرخ تورم واقعی جرم محسوب می شود؟ آیا دریافت حق عضویت از کارگران و اعضای سندیکای شرکت واحد جرم محسوب می شود؟ آیا درخواست اجرایی شدن قوانین مربوط به مشاغل سخت و زیان آور جرم محسوب می شود؟ آیا درخواست اجرایی شدن طرح طبقه بندی مشاغل جرم محسوب می شود؟ آیا درخواست حقوق مساوی و برابر برای زنان و ممنوعیت کار کودک جرم محسوب می شود؟ آیا آموزش روابط کار، ایمنی و بهداشت کار جرم محسوب می شود؟ آیا خواستن یک زندگی شرافتمندانه انسانی که مطابق با استانداردهای بین الملی باشد جرم محسوب می شود؟ آیا رفتن به ادارات کار و هیات های تشخیص و حل اختلاف و دیوان عدالت اداری تحت عنوان نماینده کارگران و به خاطر دفاع از حقوق آنان جرم محسوب می شود؟ آیا ایجاد تشکل مستقل کارگری جرم محسوب می شود؟
سوال من از شما کارگران شرکت کننده در اجلاس سازمان جهانی کار این است که آیا شما از این نهاد بین المللی و نمایندگان دولت ایران پرسیده اید که به چه جرمی کارگران و فعالان کارگری مثل علی نجاتی، بهنام ابراهیم زاده، رضا شهابی، رسول بداقی، مهدی فراحی شاندیز، شاهرخ زمانی، محمد جراحی، علیرضا اخوان، فریبرز رئیسدانا و . . . در زندان محبوس هستند و در این مواقع نقش سازمان جهانی کار و نمایندگان کارگران حاضر در این اجلاس چیست؟
در پایان از همه کارگران و فعالین کارگری ایران، فرانسه و دیگر نقاط جهان که برای آزادی من و دیگر کارگران زندانی تلاش کرده و می کنند تشکر می کنم.
رضا شهابی
عضو هیات مدیره و مسئول مالی سندیکای کارگران شرکت واحد
15 خرداد 1391 (4 ژوئن 2012) - بیمارستان امام خمینی تهران
انتشار از کمیته دفاع از رضا شهابی
شماره تلفن جدید سخنگوی کمیته دفاع از رضا شهابی، آقای محمود صالحی: 09357353412
نامه ي علي نجاتي به كارگران و شركت كنندگان در اجلاس سازمان جهاني كار
كارگران و تشكل هاي كارگري!
شركت كنندگان در اجلاس سازمان جهاني كار!
اين روزها كه اجلاس سازمان جهاني كار برگزار ميگردد، اين روزها كه مباحثي درباره ي اوضاع كارگران در جريان است، كم نيستند كارگراني كه هنوز درگير بدترين شرايط كار و زندگي هستند.
كارگراني چون من كه براي احقاق حقوق خود و همكارانشان به نيروي جمعي و ايجاد تشكل مستقل دست برده اند اكنون زير بدترين فشارهاي روحي-جسمي و اقتصادي هستند.
من، علي نجاتي كارگر كارخانه ي نيشكر هفت تپه در ايران هستم. بيش از 24 سال سابقه ي كاري دارم. من و ديگر كارگران در حدود سه سال پيش خواستار پرداخت حقوق معوقه ي خود شديم. حقوق هايي كه گاه تا 6 ماه به تعويق مي افتاد. ما كارگران هفت تپه تشكل خود يعني سنديكاي كارگران هفت تپه را ايجاد كرديم.
اكثريت كارگران در انتخابات شركت كردند و 9 نماينده انتخاب كردند. با اين نمايندگان چندين بار برخورد هاي امنيتي انجام گرفت. يك بار من و 4 تن ديگر از همكارانم را به مدت 6 ماه زنداني كردند. اتهام ما تبليغ عليه نظام بود. حال آنكه ما فقط گفته بوديم دستمزدمان را بپردازيد. جرم ما اين بود كه كارگران، ما را به عنوان نمايندگان خود انتخاب كرده بودند. سه سال است كه بنده را از كار اخراج كرده اند و خانواده ام در بدترين شرايط اقتصادي و روحي روزگار ميگذرانند. همچنين ديگر همكارانم و نمايندگان كارگران به نام هاي جليل احمدي، فريدون نيكوفرد، محمد حيدري مهر، رضا رخشان و قربان عليپور از كار اخراج شده و زنداني شدند.
علاوه بر 6 ماه حبس، بار ديگر با همان اتهام تكراري به من يك سال حكم زندان دادند. و من اكنون بيش از 7 ماه است كه باز هم در زندان شهر دزفول محبوس شده ام.
من يك بار دچار سكته ي قلبي شده ام و در تهران به هزينه ي خودم تحت عمل جراحي قرار گرفتم. پزشكان متخصص، پزشك قانوني استان و شهرستان و پزشكان زندان هشدار داده اند كه بنده بايد بيرون از محيط زندان باشم. اكنون دچار گرفتگي عروق هستم. در سينه درد دارم. و هر چند وقت يك بار در زندان به حالت اورژانسي مرا نزد پزشك زندان ميبرند. همه ميگويند بايد به بيرون از زندان منتقل شده و تحت نظر متخصصان قرار بگيرم. تمام اين موارد را پزشكان رسمي قوه ي قضاييه نيز تاييد ميكنند. اما من كماكان در حبس ميباشم و تنها چند وقت يك بار به مدت چند روز مرخصي ميگيرم. البته با هزاران نامه نگاري از سوي خانواده ام. اما من بايد به طور مداوم تحت نظر پزشكان متخصص باشم. پزشكان و مراجع پزشكي قانوني و رسمي حكم داده اند كه بنده امكان تحمل كيفر ندارم و قانونا بايد مرا آزاد كنند اما اين اتفاق نميافتد.
من و ديگر همكارانم كه آنها نيز از كار اخراج شده اند و تحت فشارهاي روحي و اقتصادي قرار دارند تنها و تنها براي كسب مطالبات صنفي خود تلاش كرده ايم و به عنوان نمايندگان كارگران و اعضاي هيات مديره ي سنديكاي كارگران نيشكر هفت تپه سعي در كسب مطالبات به حق كارگران داشته ايم اما ما را با اتهامات واهي دستگير و زنداني و از كار اخراج ميكنند.
آيا دولت ايران هميشه اعلام نميكند كه به مقاوله نامه هاي 98 و 87 سازمان جهاني كار پايبند است؟ آيا كارگران نبايد از اين حق بديهي خود استفاده كنند كه تشكل مستقل از دولت و كارفرما ايجاد كنند؟
علت چيست كه از دولت ايران در اينباره سوالي نميشود؟
آيا كارگران در هر جا و از جمله شركت كنندگان در اجلاس، از اين فشار بر كارگران در ايران بي خبر هستند؟ آيا ايجاد تشكل كارگري جرم است؟
شايد براي بسياري كاملا معلوم باشد كه نقش واقعي و عملي سازمان جهاني كار براي حمايت از كارگران چيست.
من پاسخ اين سوال را به خود شركت كنندگان در اجلاس واگذار ميكنم. نتيجه ي كار معلوم ميكند كه آيا كارگران و آيا شركت كنندگان در اجلاس خواسته يا توانسته اند براي عملي كردن يكي از بديهي ترين حقوق كارگران يعني آزادي براي ايجاد تشكل و آزاد كردن همه ي كارگران دربند در هركجا و از جمله من و ديگر كارگران دربند در ايران كاري را به پيش ببرند يا خير.
امروز اين واقعيت به روشني پيش چشم شماست: كارگري چون من، با بيش از 24 سال سابقه ي كار، با مشكلات جانفرساي جسمي، و در حالي كه سه سال است از كار اخراج شده و خانواده اش تحت بدترين فشارهاي روحي و اقتصادي هستند، كماكان محبوس است و تنها جرمش دفاع از كارگران و خواستار شدن حق ايجاد تشكل هاي مستقل توسط كارگران است. همچنین علاوه بر من دیگر اعضای هیات مدیره ی سندیکا اخراج شده اند و تحت فشار هستند.
در پايان از تمام كساني كه از كارگران دربند در ايران حمايت كرده اند تشكر ميكنم و از همه ي كارگران و هم طبقه اي هايم ميخواهم كه به صورت هرچه بيشتر و عملي به تلاش خود براي آزادي اين كارگران زنداني در ايران اقدام كنند.
با احترام
علي نجاتي كارگر زنداني-عضو هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
استان خوزستان- ايران-16 خرداد ماه 1391
گزارش کانون مدافعان حقوق کارگر از وضعیت کار و زندگی کارگران ایران
با درود به همه ی خانم ها و آقایان
هیات های نمایندگی کارگران کشورهای مختلف شركت كننده در اجلاس ILO
به علت تشدید فشارهای امنیتی نتوانستیم در این اجلاس حضور یابیم. بازداشت، تهدید و احضار یاران کانون مدافعان حقوق کارگر، ما را از اعزام نماینده باز داشت. به همین جهت، گزارش خود را ارائه کرده ایم تا به عنوان سند وضعیت کارگران و جریان مستقل کارگری ایران، در اجلاس مطرح شود. با تشكر از ITUC که جنبش مستقل كارگري ايران را نيز به رسميت شناحته و از آن دعوت كرده است.
وضعیت کار و زندگی کارگران ایران به طور خلاصه و به اقتضای محدودیت زمانی، به این شرح است:
1- معضلات اجتماعی در ایران به خصوص در زمینه ی تشکل ها و فعالان کارگری به گونه ای است که احضار، تهدید، شرایط دشوار بازجویی ها و زندان، از رویه های جاری و معمول در برخورد با فعالیت های کارگری شده است. به عنوان نمونه؛ اعضای هیات مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، آقایان "منصور اسالو" و "ابراهیم مددی" پس از گذراندن حدود 4 سال زندان، هم اکنون تحت مداوای پزشکی ِ عواقب سال های زندان و فشارهاي ناشي از آن هستند."علی اخوان" از یاران کانون مدافعان حقوق کارگر ، "رضا شهابی" عضو هیات مدیره سندیکای شرکت واحد و "بهنام ابراهیم زاده" از فعالان کارگری، دوران زندان خود را می گذرانند. رضا شهابی نیازمند مداوای سریع آسیب های ستون فقرات ناشی از دوران بازجویی و عوارض اعتصاب غذای طولانی خود است. دکتر "فریبرز رئیس دانا" از موسسان کانون مدافعان حقوق کارگر نیز، به تازگی روانه زندان شده است. "شاهرخ زمانی" عضو هیات موسس سندیکای نقاشان و "محمد جراحی" از فعالان کارگری، در بند متادون زندان يزد و تبریز در حال گذران حبس های طولانی مدت 11 و 6 سال خود هستند. در زندان تبريز، زندانیان مبتلا به ایدز و هپاتیت هم نگهداری می شوند. این دو، در اعتراض به این شرایط و برخی محدودیت ها، به اعتصاب غذای طولانی دست زده اند. "علی نجاتی" عضو هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، با وجود ابتلا به بیماری قلبی، در حال گذران دوران زندان خود است. تعداد زیادی از کارگران و مدافعان حقوق کارگر نیز تحت احکام سنگین دادگاه قرار دارند و به طور مرتب، شاهد احضار فعالان کارگری به مراکز امنیتی و بازجویی های طولانی مدت آنها هستیم. همه این فشارها، صرفا به دلیل فعالیت این افراد در جهت احقاق حقوق کارگران بوده است، در حالی که بر اساس مقاوله نامه های 98 و 87 و تعهدات بین المللی دولت ایران از سویی، و قوانین داخلی ایران از دیگر سو، هیچ یک از این فعالیت ها مصداق و مشمول جرم نبوده و نیستند، بلکه چنین شرایط امنیتی و دشواری های فعالیت، به جهت ایجاد ارعاب در میان کارگران و فعالان کارگری بوده است تا ایشان از احقاق حقوق خود منصرف و نا امید شوند. سندیکاها و اتحادیه های کارگری نظیر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، اتحادیه کارگران پروژه ای و ... که با زحمات فراوان و مشکلات گوناگون تشکیل شده اند، مورد انواع تهدیدات و محدودیت ها قرار گرفته اند و تلاش شده است تا تشکل های واقعی و مستقل کارگران، متلاشی گردد.
هر اقدامی در جهت ایجاد تشکل های مستقل کارگری، بلافاصله با اخراج، زندان و ... مواجه شده است. در همین راستا، در قانون کار تشکل های دولتی و غیر مستقل نظیر شوراهای اسلامی کار و انجمن های صنفی جهت کنترل فعالیت های کارگری پیش بینی شده است، با این همه، در واحدهای تولیدی بزرگ مانند صنایع نفت، پتروشیمی و خودروسازی، ایجاد همین تشکل های غیر مستقل نیز تحمل نمی شود.
2- مسائل اقتصادی جامعه ایران که مستقیما بر زندگی میلیون ها کارگر ایرانی اثرات سوء خود را گذارده است در دو سطح متفاوت اما در ارتباط با هم مطرح می شود؛
الف: وضعیت حال حاضر اقتصاد ایران به گونه ای است که طبق آمارهای رسمی بیش از نیمی از مردم زیر خط فقر قرار دارند. این واقعیت ناشی از ستم و بی عدالتی حاکم بر جامعه است که قوانین و مقررات را هم به زیان طبقه کارگر، زحمت کشان و مزدبگیران، تصویب و اجرا می کند. حداقل دستمزد رسمی، متضمن تامین حداقل های معیشتی نیست. طبق گفته های بسیاری از مقامات رسمی، این حداقل دستمزد کمتر از یک سوم خط فقر در ایران است. پیامدهای طرح "آزادسازی قیمت ها" (که در ایران هدفمند کردن یارانه ها نامیده شده است) آشکارا بار بحران ساختاری اقتصاد ایران را بر دوش کارگران و زحمتکشان گذاشته است. حاصل این سیاست، افزایش گرانی و تورم از یک سو و کاهش شدید تولید و تعطیلی گروه زیادی از بنگاههای تولیدی و طبعا گسترش بیکاری و بیکارسازی از سوی دیگر است. همزمان دستمزد واقعی کارگران کاهش می یابد، و تورم افسارگسیخته(كه بنا بر اعلام بانك مركزي جمهوري اسلامي طي سال گذشته معادل 21/5 درصد و بر اساس آمارهاي مستقل بيش از 30 درصد بوده است)
نیز، باقیمانده قدرت خرید کارگران و زحمتکشان را می بلعد و سفره آنان را از نان شب شان نیز خالی می کند.
طی سال های اخیر، اجرای آزاد سازی قیمت ها و خصوصی سازی های گسترده طبق سیاست های دستوری صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی، بسیاری از صنایع را به ورشکستگی کشانده و بیکاری را افزایش داده است. بنا بر آمار رسمی، نرخ بیکاری به 12.3 درصد رسیده و میزان بیکاری در بین جوانان بیش از 30 درصد اعلام شده است. به علت این بیکاری گسترده، بسیاری از کارگران و زحمتکشان با حقوقی کمتر از حداقل دستمزد رسمی به کار مشغول هستند. طی سال های اخیر، موج اخراج نیروی کار در پی اجرای فاز اول آزاد سازی قیمت ها در ایران شامل افزایش بیش از 100درصدی قیمت حامل های انرژی و افزایش واردات کالاهاي نگران کننده است.
ب: طی سال های اخیر بر شدت منازعات دولت ایران و غرب افزوده شده و تحریم های گسترده و موثری در یک سال اخیر علیه ایران اعمال شده است. تردیدی نیست که در این رقابت ها و درگیری ها میان دولت های سرمایه داری، طبقه کارگر و مردم زحمت کش متحمل اصلی ترین و عمیق ترین رنج های ناشی از این تحریم ها می شوند. پیش کشیدن احتمال حمله نظامی به ایران از سوی دول غربی، سبب تنگ تر شدن فضای فعالیت های اجتماعی و سیاسی و متاثر شدن شرایط اقتصادی جامعه از این سیاست های جنگ طلبانه شده است. طبقه کارگر و فعالان اجتماعی مستقل، همواره مخالف جنگ و تحریم های اقتصادی بوده اند و نقش و تاثیر سیاست گذاری های ستيزه گرانه سیستم جهانی سرمایه داری و دول مرکز را در وخامت شرایط اقتصادی جامعه ما موثر می دانند.
3- می دانیم تنها راه بقا و ادامه زندگی برای کارگران، دستمزد دریافتی ناچیزشان بوده است. در شرایط اقتصادی ِ امروز ایران، که فقر و گرانی بیداد می کند، همین حداقل دستمزد نیز به موقع به کارگران پرداخت نمی شود. تعویق و عدم پرداخت دستمزد کارگران، امروزه سیاست رایج کارفرمایان و دولت حامی آنها در ایران است. با پیشبرد این سیاست، فشارهای معیشتی و اقتصادی سنگینی بر دوش کارگران و خانواده آنها گذاشته شده، حق حیات آنان انکار و مرگی تدریجی بر آنها تحمیل میشود. این در حالی است که طبق تبصره ی 1 ماده 13 قانون کار ایران، کارفرما ملزم به پرداخت به موقع دستمزدها در هر شرایطی می باشد و عدم پرداخت به موقع، تعقیب قانونی در پی دارد. بنا بر آمارهای مختلف و رسمی طی سال های اخیر عدم پرداخت دستمزد کارگران شیوع بیشتری پیدا کرده است. لیست مشروحی از موارد تعویق پرداخت دستمزد و میزان و مدت آن، در پیوست (1) این گزارش ارائه شده است. به عنوان نمونه به مدت زمان معوق ماندن پرداخت دستمزد کارگران بخش های مختلف اشاره می کنیم:
- كارگران كنف كار رشت: 5 سال
- کارگران ریسندگی کاشان: ۴۰ ماه
- کارخانجات نساجى فرنخ و مه نخ و نازنخ: 26 ماه
- کارگران نساجی مازندران: ١٨ ماه
حتا در چنین وضعیتی نیز دولت حق اعتراضی برای کارگران به رسمیت نمی شناسد و با هر تجمع اعتراضی به شرایط تعویق دستمزدها، برخوردهای پلیسی و امنیتی صورت می دهد و بسیاری از کارگران و فعالان کارگری را با اتهاماتی چون "اقدام علیه امنیت ملی"، "اخلال در نظم عمومی" و "فعالیت تبلیغی علیه نظام " بازداشت و روانه زندان می کند.
4- اقدامات دولت در عرصه مقررات زدائی از روابط کار، حذف، «اصلاح»، مسخ و منجمد کردن قانون کار و محدود کردن دامنه شمول آن، در جهت جایگزین کردن نظام "دستمزد منظم" با "مزد برای کار معین" و مسئولیت زدائی و طفره رفتن از نقش دولت در عرصه تامین اشتغال، تأمین اجتماعی و بیمه بیکاری، روز به روز در حال گسترش است. هم چنان که به منظور تامین نیروی کار ارزان، مطیع، خاموش و بدون تشکل برای تضمین امنیت سرمایه و سود، جلوگیری از شکل گیری هرگونه تشکل مستقل و بازگذاشتن دست سرمایهداران داخلی و خارجی برای اعمال هرگونه اجحاف، تبعیض و تعرض به کارگران، بطور بی سابقه ای افزایش یافته است.
در سایه میل روز افزون سرمایه داران به کسب سود بیشتر و زمینه سازی قانونی از سوی دولت در جهت منافع کارفرمایان (از جمله طرح اخیر اصلاحیه قانون کار)، بنا بر آمارهای رسمی ۸۰ تا ۸۵ درصد از کل قراردادهای کاری در کشور به صورت موقت، کار معین و قراردادهای سفید امضا منعقد شده است. مطابق مواد 7 و 10 قانون کار دولت ایران، این قراردادها به شکل قانونی در آمده و اخیرا پیرو بخش نامه دستمزد سال ۱۳۹۱ وزارت کار، رفاه و امور اجتماعی مورد تأکید مجدد قرار گرفته است. ابلاغ این بخش نامه در واقع تبدیل قرارداد افراد از رسمی به موقت و پیمانی است و قراردادهای دائم به هیچ وجه منعقد نمی شود. لازم به ذکر است که در شرایط فعلی بیشتر قراردادهای کار که در کشور منعقد می شود ماهیانه، ۳ ماهه و یکساله است. آمارها نشان داده است که بیشترین سوانح ناشی از کار در محیط ها و کارگاه هایی صورت می گیرند که کارگران آنها مشمول قراردادهای موقت هستند و برای آموزش این کارگران از سوی کارفرما هیچ اقدامی صورت نمی گیرد.
طی شروط زمان عقد قرارداد، کارگران قبل از شروع به كار مجبور به پذیرش تسويه حساب می شوند و کارفرمایان با گرفتن چک و سفته هنگام انعقاد قرارداد سفید امضا، قدرت اعتراض در مقابل تضييع حداقل حقوق قانوني را از آنها ميگيرند. همچنین کارفرمایان قائل به پذیرش قرارداد دسته جمعی نیستند.
5- گسترش قراردادهای سفید امضا پس از اجرای قانون هدفمندی یارانهها به جایی رسیده است که در حال حاضر ۷۰ درصد از زنان کارگر، با قراردادهای سفید امضاء مشغول به کار هستند. زنان کارگر به دلیل آسیب پذیر بودن موقعیت اجتماعی شان، در غالب موارد دستمزد به مراتب پایین تری نسبت به مردان و گاهی بسیار پایین تر از حداقل دستمزد مصوب، دریافت می کنند. آماری رسمی از نابرابری دستمزدهای پرداختی به کارگران زن و مرد، در دسترس نیست، چرا که به کارگیری زنان بدون انعقاد قرار داد، به طورگسترده ای صورت می پذیرد. با این همه بنا بر گزارش های مستقل، زنان در اکثر موارد، نصف مردان دستمزد دریافت میکنند. از زمانی که کارگاههای با کمتر از ۱۰ کارگر از پوشش قانون کار خارج شدند، مشکلات کارگران شاغل در این کارگاههای کوچک، افزایش یافته است. از آنجایی که بسیاری از زنان کارگر در تولیدیهای کوچک با کمتر از ۱۰ کارگر اشتغال دارند، از حق بیمه و خدمات پزشکی رایگان نیز محروماند.
طبق مقاوله نامه ۱۱۱ سازمان جهانی کار، آزار و اذیتهای جنسی و اعمال خشونت فیزیکی در محیط کار نیز در گروه "عدم ایمنی کار" ثبت شده است. آماری رسمی از آزارهای جنسی در ایران به ثبت نرسیده است، اما گزارشهای مستقل، از رواج این گونه خشونتها در برخی از واحدهای تولیدی حکایت دارد.
در سال ۸۹ و ۹۰ واحدهای تولیدی و صنعتی، بیش از سال های گذشته با ورشکستگی مواجه شده و به تعطیلی یا اخراج کارگران اقدام کرده اند. در این اخراجها نیز، غالبا زنان کارگر اولین کسانی بوده اند که کار خود را از دست داده اند. بخشی از زنان کارگر نیز، بدون قرارداد رسمی و مشخصی در خانه ها مشغول به کار بوده و از همهی حقوق بدیهی کار، محروم هستند.
6- قانون کار ایران بر ممنوعیت به کارگیری کودکان زیر "پانزده" سال تاکید دارد، اما تحقیقات گوناگون نشان می دهد که 80 درصد کودکان خیابانی در ایران، "کودکان کار" هستند که بنا به گزارش "مرکز آمار ایران" (سال 1387) نزدیک به 2 میلیون و پانصد هزار نفر را شامل می شود و اكنون بالغ بر 4 ميليون مي باشد. اگرچه بحران اقتصادی و عدم تامین معاش خانوارها، از عوامل موثر در این فاجعه انسانی بوده است، اما شواهد نشان می دهد در پی خارج شدن کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار، به کارگیری کودکان و نوجوانان در چنین کارگاه هایی به عنوان نیروی کار ارزان و تحت شرایط سخت محیط کار، گسترش یافته است.
بر پایه تحقيقی كه روی ۴۱۳۳ نفر از كودكان خيابانی ايران صورت گرفته است، آمار تکان دهنده ای بدین شرح به دست آمده است که ۷۳ درصد اين كودكان از بيماری های چشمی، ۶۱ درصد از بيماری های تنفسی، ۶۴ درصد از بيماری های قلبی، ۶۹ درصد از مشكل اختلال در شنوايی و ۶۱ درصد از كمبود توجه رنج می برند و ۸۲ درصد نيز دچار بيماری های پوستی هستند. ۶۱ درصد این کودکان به مشکلات گفتاری دچارند. در مجموع ۸۶ درصد آنها فاقد هرگونه مهارت شغلی اند و ۵۶ درصد این کودکان حتا آموزش ابتدایی ندیده اند. اين آمار نشان گر وضعیت ناگوار و هشدار دهنده كودكان خيابانی و کار در ایران است.
جدیدترین بررسی ها نشان می دهد که "فقر در کودکان کار و خیابان از سال ۸۴ تا ۸۸ روند صعودی داشته است." بر اساس این بررسی ها مشخص شده است که "نرخ ابتلای کودکان کار و خیابان به ایدز چهار و نیم درصد است و این نرخ نسبت به نرخ ابتلاء به ایدز در جامعه که ۰/۱ درصد است، ۴۵ برابر محسوب می شود".
چنین بررسی ها و آمارهای تکان دهنده ای که تنها گوشه ای از واقعیت کودکان کار در ایران را نشان می دهد، نیاز بیش از پیش به مبارزه در راه از بین بردن کار کودک را ضروری می نماید. ضمنا نباید از خلاءهای قانونی در نظام حقوقی ایران جهت پیشگیری از چنین فجایعی چشم پوشی کرد، چنان چه به عنوان مثال، کار در سنین 15 تا 18 سالگی ذیل عنوان "کار نوجوانان" صورتی قانونی یافته است.
7- اقليت هاي مختلف به ويژه کارگران مهاجر بخش هایی از نیروی کار جامعه ایران هستند. در اين بين كارگران افغان كه به صورت عمده در حوزه های ساختمانی، خدماتی و پروژه ای مشغول به كار هستند از شرايط خاصي برخوردارند. طی سال های اخیر و با شدت گرفتن بحران های اقتصادی در جامعه، شاهد سیاست هایی در راستای شانه خالی کردن دولت از مسئولیت های خود در ارتباط با کارگران مهاجر بوده ایم. مردم افغان در ایران فاقد حقوق اند. اكثر آنها بايد در شرايط غير انسانی کار کنند، در کمپ ها و جاهای تنگ و شلوغ زندگی کنند و به کارشان به مثابه کار سیاه نگریسته شود. در نبود قوانین حمایتی از مهاجران و در کنار اهتمام رسمی بر محدودیت زیستی و کاری برای آنها، همه ی امکان های عملی تظلم خواهی نیز از آنها گرفته شده است، به گونه ای که حتی در موارد به بیگاری کشیده شدن آنها توسط کارفرمایانی که از نداشتن مجوزهای رسمی کار ایشان سوء استفاده می کنند، این بخش مظلوم نیروی کار، امنیت لازم برای طرح حق خواهی خود در هیچ محکمه ای را ندارند. امروزه اعمال شدیدترین تبعیض ها، ستم ها،سرکوب نسبت به اقليت ها و به ويژه كارگران افغان در سراسر ايران، امری رايج است. این کارگران فاقد هرگونه امنيت بوده و همواره در شرايط اضطرار و وحشت زندگی می کنند و به هرگونه کاری تن در می دهند. اين شکل زندگی، تنها قانون نانوشته ای است که مهاجران افغان را در سراسر ايران شامل می شود.
طبق آمارهای رسمی بیش از ۲۰۰ هزار کارگر افغان در حوزه های مختلف کاری جامعه ایران به کار مشغول اند. در این میان ۹۴ هزار نفر نیز هنوز به صورت رسمی ثبت نشده اند. نیروی کار افغان، سختترین کارها را که کمتر کسی بر عهده نمی گیرد، در مقابل مزد ناچیزی انجام میدهند. آنها از حق بیمهی بیکاری، عیدی، خدمات درمانی و بهداشتی، حق آموزش و دارا بودن برگه های احراز هویت، محروم اند و در عین تحمیل تورم کمرشکن کنونی بر تمامی اقشار زحمت کش جامعه و از جمله کارگران مهاجر، "کمکهای ناچیز یارانهای" که برای تحمل فشارهای ناشی از آزادسازی قیمت ها، از سوی دولت به مردم پرداخت می شود نیز به این نیروهای کار مهاجر تعلق نمیگیرد.
در پایان ضمن سپاس مجدد از توجه همراهان و فعالان کارگری ِحاضر در نشست، همبستگی خود را با کارگران، تشکل ها و فعالان کارگری و مبارزات بر حق ایشان در سراسر جهان، از خیابان های منتهی به "وال استریت" گرفته تا میدان های آتن و سایر کشورهای جهان اعلام می نماییم.
کانون مدافعان حقوق کارگر
خرداد ماه 1391
جون 2012
اجلاس سازمان جهانییِ کار، اجلاس نمایندهگان سرمایهداری!
کارگران ایران و جهان!
امروزه دیگر همه از این واقعیت آگاهاند که در کشور ایران با وجود پذیرش مقاولهنامههای 98 و 87 سازمان جهانییِ کار از سوی دولت جمهوری اسلامی، کارگران از حق ایجاد تشکلهای مستقل برخوردار نبوده و هر گونه تلاش در جهت سازماندهی و متشکل کردن هم طبقهئیهایشان با فشار، زندان، تعقیب قضایی و حتا تهدید به اعدام پاسخ میگیرد؛ علی نجاتی، رضا شهابی، بهنام ابراهیمزاده، شاهرخ زمانی، محمد جراحی، علیرضا اخوان، فریبرز رئیسدانا، رسول بداقی و . . . تنها نمونههائی از ایندست هستند.
کارگران ایران هرروز به صورت دستهجمعی اخراج میشوند، با معضل حقوق معوقه و دستمزدهای زیر خط فقر روبهرو هستند، قرارهای موقت و سفید امضاء کمرشان را شکسته است و . . . به باور ما کارگران تنها از طریق نمایندهگان واقعی و تشکلهای واقعی کارگری است که قادر خواهند بود مرحله به مرحله برای رفع مشکلات و ستمهائی که از سوی نظام سرمایهداری به آنان وارد میشود مبارزه کنند و نه نمایندههای صوری که در واقع مزدور دولت سرمایهداری هستند.
چهگونه ممکن است کسانی که کارگران و نمایندهگان واقعیشان را به بند میکشند، بتوانند نمایندهگان این طبقه باشند؟ سازمان جهانییِ کار (ILO) که متشکل از دولتهای سرمایهدارییِ جهان است از تمام ظلمهائی که بر طبقهی کارگر ایران و جهان میرود آگاه است و چهگونه میتوان از مجمع جهانییِ دولتهای سرمایهداری انتظار داشت که گره از مشکل کارگران بگشاید!؟ بهرسمیت شناختن نمایندهگان فرمایشییِ کارگران ایران در کنفرانس سازمان جهانی کار نمایانگر تضاد این سازمان با مصالح و منافع کارگان ایران و جهان است.
کمیتهی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری بدینوسیله هرگونه ارتباط این نمایندهگان صوری با طبقهی کارگر ایران را تکذیب کرده و هرگونه نتیجه و تصمیمگیری را که کارگران و تشکلهای مستقل کارگری در آن دخالتگریيِ مستقیم نداشته باشند بهرسمیت نمیشناسد.
کمیتهی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
خردادماه 1391
هفدهم خردادماه1391
akhbarkargari2468@gmail.com
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر