همایون اردلان:
رژيم سراسر جرم و جنايت جمهوری اسلامی در حالی به استقبال دههی باصطلاح فجرش ميرود که تمامی رويدادهای هرروزه و هر ساعته در منطقه نشان از زوال و کوتاه شدن عمر اين سياهترين ديکتاتوری موجود در جهان ميدهد، فشارها و تحريمهای کشورهای غربی از سويی گلوگاه رژيم را بشيوهای بيسابقه ميفشارد، از سوی ديگر وضع نابسامان اقتصاد و ميزان بالای فقر و فحشا و بيکاری و اعتياد نارضايتی در داخل جامعه را به مرز انفجار رسانده و جدای از اينها اختلاف آشکار و شکافهای عميق در بين سران حکومت ميرود تا نفسهای به شماره افتاده اين حاکميت سراپا جور و ستم را برای هميشه ببرد.
يکی از چيزهايی که درين چندساله برای رژيم جمهوری اسلامی زمان خريده و عمر ننگينش را بدينپايه دراز نموده چنگ انداختن و آويختن به ترفندهای وقیحانه است که خوشبختانه امروز بکلی نخ نما و بی آبرو شدهاست، برای نمونه میتوان ازپياده کردن امام مقوايی چند روز پيش از هواپيما نامبرد که مسخره بودنش صدای بسياری از حکومتيان را هم باعتراض گشود.
در شهرما مالمو در سويد هم رژيم در راستای همان سياستهای بيشرمانه حدود يکسال است اقدام به پخش يکساعت برنامه راديويی نموده که تهی از هر نوع ارزش انسانی، اخلاقی، آموزشی و .....است و بشکل ضبط شده و غير زنده و با سواستفاده از دمکراسی (که هميشه مورد لعن و انتقادشان است) وشايد فقط بعنوان ابراز وجود هر يکشنبه پخش ميشود، هفته قبل گوينده مزدور راديو خبر از برگزاری جشنهايی بمناسبت دهه فجر در شهر لوند داد و اين فرصتی طلايی بود برای کسانی که بغضی یکساله از لجن پراکنیهای این رادیو در گلو داشتند و نفرتی به عمق سی و سه سال حکومت سراسر کشتار و اعدام وشکنجه و زندان و زن ستیزی و بی حقوقی در سینه تا داغ هر نوع ابراز وجودی را بر دل جمهوری اسلامی و مزدورانش بگذارند.
زمان سه شنبه هفتم فوریه ساعت پنج و مکان ستادهال در ستورتوریت شهر لوند. مزدوران پنج شش نفر اعضای خانواده خود و ده تا دوازده نفر افغانی ولبنانی را با تطمیع و تحمیق قبل از ساعت موعود بداخل سالن بردهبودند و در پشت دیواری از پلیس (پلیسی که بنظرشان باید ازنیروی سپاه پاسداران و ناجا درس رفتار با مردم را بیاموزد) پنهان کردهبودند. هوا حدود ده تا پانزده درجه زیر صفر بود و هنوز چند دقیقهای از ساعت پنج نگذشته بود که تعدادی حدود بیش از سد نفر در محل آمادهشدند و با فریاد شعارهای کوبنده که با بکارگیری بلندگوهای پر قدرت سرمیدادند تمام فضا و منطقه را به کنترل خود درآوردند اگر ممانعت و مقاومت پلیس نبود داخل سالن و چند نفر جمع شده درآن یارای هیچگونه ایستادگی در مقابل سیل خشم و نفرت تظاهرات کنندگان را نداشتند. در طول بیش از دوساعت تظاهرات چندین بار هجوم مردم به خشم آمده و متنفر از جمهوری اسلامی توسط پلیس به عقب راندهشدند، در چند مورد هم کسانی توانستند خود را بداخل سالن برسانند و با فریاد به حاضران در سالن یادآوری کنند که دستشان به خون مردم آغشتهاست
مزدوران جمع شده در سالن نه تنها قادر به انجام جشن نشدند بلکه تمام مدت با حالتی ترسان از پشت شیشه ها بیرون را مینگریستند و منتظر وقوع رویدادی بودند.
در طول تظاهرات تعدادی انگشت شمار که فریب ترفندهای مزدوران را خورده و به برنامه باصطلاح فرهنگی دعوت شدهبودند قصد ورود به سالن را داشتند تظاهرات کنندگان با آنها صحبت کرده حیله و سو استفاده جمهوری اسلامی از دعوت را برایشان افشا کردند شماری از رفتن پشیمان شدند ولی بودند سه چهار نفری هم که با خفت تن به همنشینی با مزدوران جمهوری اسلامی دادند.
وجود پرچمهای سهرنگ شیر وخورشید و پرچم کردستان و پرچمهای سرخ، نشان از گوناگونی اندیشههای متفاوت سیاسی تظاهرات کنندگان داشت و حضور متحدشان نیروی قابل توجهی را بنمایش گذاشت که ازسويی مجلس را به کام مزدوران رژیم تلخ کرد و از سوی دیگر موجب جلب توجه شمار زیادی از رهگذران میدان بزرگ مرکزی شهر لوند شد که بیشتر آنها از دانشجویان ساکن درین شهر دانشجويی بودند و با کنجکاوی و دقت به شعارها و سخنرانیها گوش میدادند و خواهان ترجمه شعارهای فارسی بودند.
شعارها بزبانهای فارسی وسویدی بودند که بصورت جمعی و با صدای بلند همراه با اهتزاز پرچمها سرداده میشدند و عبارت بودند از- سرنگون باد رژیم تروریستی جمهوری اسلامی، سفارت ایران مرکز ترور است، سرنگون باد جمهوری اسلامی، مرگ بر خامنهای، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، حکومت ضد زن نمیخواهیم، .....
در طول تظاهرات چندین بار عکسهايی از سران خونریز جمهوری اسلامی به آتش کشیده شدند، تعداد زیادی عکاس و روزنامهنگار و خبرنگار از رادیوها و تلویزیونها و روزنامههای گوناگون در محل حاضر بودند و این رویداد را پوشش خبری دادند.
و بدینسان همایشی متحد از مخالفان جمهوری اسلامی توانست آغاز هفته باصطلاح فرهنگی را بکام آنها زهر و صدایشان را در گلو خفه کند.
يکی از چيزهايی که درين چندساله برای رژيم جمهوری اسلامی زمان خريده و عمر ننگينش را بدينپايه دراز نموده چنگ انداختن و آويختن به ترفندهای وقیحانه است که خوشبختانه امروز بکلی نخ نما و بی آبرو شدهاست، برای نمونه میتوان ازپياده کردن امام مقوايی چند روز پيش از هواپيما نامبرد که مسخره بودنش صدای بسياری از حکومتيان را هم باعتراض گشود.
در شهرما مالمو در سويد هم رژيم در راستای همان سياستهای بيشرمانه حدود يکسال است اقدام به پخش يکساعت برنامه راديويی نموده که تهی از هر نوع ارزش انسانی، اخلاقی، آموزشی و .....است و بشکل ضبط شده و غير زنده و با سواستفاده از دمکراسی (که هميشه مورد لعن و انتقادشان است) وشايد فقط بعنوان ابراز وجود هر يکشنبه پخش ميشود، هفته قبل گوينده مزدور راديو خبر از برگزاری جشنهايی بمناسبت دهه فجر در شهر لوند داد و اين فرصتی طلايی بود برای کسانی که بغضی یکساله از لجن پراکنیهای این رادیو در گلو داشتند و نفرتی به عمق سی و سه سال حکومت سراسر کشتار و اعدام وشکنجه و زندان و زن ستیزی و بی حقوقی در سینه تا داغ هر نوع ابراز وجودی را بر دل جمهوری اسلامی و مزدورانش بگذارند.
زمان سه شنبه هفتم فوریه ساعت پنج و مکان ستادهال در ستورتوریت شهر لوند. مزدوران پنج شش نفر اعضای خانواده خود و ده تا دوازده نفر افغانی ولبنانی را با تطمیع و تحمیق قبل از ساعت موعود بداخل سالن بردهبودند و در پشت دیواری از پلیس (پلیسی که بنظرشان باید ازنیروی سپاه پاسداران و ناجا درس رفتار با مردم را بیاموزد) پنهان کردهبودند. هوا حدود ده تا پانزده درجه زیر صفر بود و هنوز چند دقیقهای از ساعت پنج نگذشته بود که تعدادی حدود بیش از سد نفر در محل آمادهشدند و با فریاد شعارهای کوبنده که با بکارگیری بلندگوهای پر قدرت سرمیدادند تمام فضا و منطقه را به کنترل خود درآوردند اگر ممانعت و مقاومت پلیس نبود داخل سالن و چند نفر جمع شده درآن یارای هیچگونه ایستادگی در مقابل سیل خشم و نفرت تظاهرات کنندگان را نداشتند. در طول بیش از دوساعت تظاهرات چندین بار هجوم مردم به خشم آمده و متنفر از جمهوری اسلامی توسط پلیس به عقب راندهشدند، در چند مورد هم کسانی توانستند خود را بداخل سالن برسانند و با فریاد به حاضران در سالن یادآوری کنند که دستشان به خون مردم آغشتهاست
مزدوران جمع شده در سالن نه تنها قادر به انجام جشن نشدند بلکه تمام مدت با حالتی ترسان از پشت شیشه ها بیرون را مینگریستند و منتظر وقوع رویدادی بودند.
در طول تظاهرات تعدادی انگشت شمار که فریب ترفندهای مزدوران را خورده و به برنامه باصطلاح فرهنگی دعوت شدهبودند قصد ورود به سالن را داشتند تظاهرات کنندگان با آنها صحبت کرده حیله و سو استفاده جمهوری اسلامی از دعوت را برایشان افشا کردند شماری از رفتن پشیمان شدند ولی بودند سه چهار نفری هم که با خفت تن به همنشینی با مزدوران جمهوری اسلامی دادند.
وجود پرچمهای سهرنگ شیر وخورشید و پرچم کردستان و پرچمهای سرخ، نشان از گوناگونی اندیشههای متفاوت سیاسی تظاهرات کنندگان داشت و حضور متحدشان نیروی قابل توجهی را بنمایش گذاشت که ازسويی مجلس را به کام مزدوران رژیم تلخ کرد و از سوی دیگر موجب جلب توجه شمار زیادی از رهگذران میدان بزرگ مرکزی شهر لوند شد که بیشتر آنها از دانشجویان ساکن درین شهر دانشجويی بودند و با کنجکاوی و دقت به شعارها و سخنرانیها گوش میدادند و خواهان ترجمه شعارهای فارسی بودند.
شعارها بزبانهای فارسی وسویدی بودند که بصورت جمعی و با صدای بلند همراه با اهتزاز پرچمها سرداده میشدند و عبارت بودند از- سرنگون باد رژیم تروریستی جمهوری اسلامی، سفارت ایران مرکز ترور است، سرنگون باد جمهوری اسلامی، مرگ بر خامنهای، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، حکومت ضد زن نمیخواهیم، .....
در طول تظاهرات چندین بار عکسهايی از سران خونریز جمهوری اسلامی به آتش کشیده شدند، تعداد زیادی عکاس و روزنامهنگار و خبرنگار از رادیوها و تلویزیونها و روزنامههای گوناگون در محل حاضر بودند و این رویداد را پوشش خبری دادند.
و بدینسان همایشی متحد از مخالفان جمهوری اسلامی توانست آغاز هفته باصطلاح فرهنگی را بکام آنها زهر و صدایشان را در گلو خفه کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر