اخباروگزارشات کارگری15خردادماه1391

- فراخوان سندیکاهای فرانسوی به تظاهرات در حمایت از فعالین کارگری ‌زندانی در ایران
- اعتصاب کارگران کارخانه آتیلا ارتوپد سنندج
- ازکاهش سن بازنشستگی کارگران مشاغل سخت وزیان آورچه خبر؟
- كارگران نانوايي اندر غم نان!!؟

فراخوان سندیکاهای فرانسوی به تظاهرات در حمایت از فعالین کارگری ‌زندانی در ایران       
تظاهرات ایستاده در روز 6 ژوئن در برابر دفتر سازمان جهانی‌
میدان ملل- ژنو
در دفاع از حقوق کارگران
و آزادی‌های سندیکایی در ایران
در ایران کارگران از ابتدایی ترین حقوق محرومند:
-        حق اعتصاب؛
-        حق تظاهرات؛
-        حق ایجاد تشکلات سندیکایی
هزاران کارگر به اتهام عدم رعایت موارد ممنوعه توسط رژیم دستگیر شده، بسیاری به زندان افکنده شده و در مواردی به مرگ محکوم شده اند.
 ما سندیکاهای فرانسوی : ث.ژ.ت (CGT)، ث.اف.د.ت (CFDT)، اف.اس.او (FSU)، اونسا (UNSA) و سولیدر            (Solidaire)کلیه تشکلات کارگری شرکت کننده در اجلاس  سال 2012 سازمان بین المللی کار در ژنو را فرا می خوانیم  که برای:
- زادی کارگران زندانی
- ایجاد سندیکاهای مستقل
- حضور نمایندگان واقعی ونه سندیکالیست های قلابی و عوامل و همدست های رژیم
به تظاهرات ایستاده در میدان ملل بپیوندند
میدان ملل
از ساعت 12 الی 14
6 ژوئن – ژنو

برای نمایندگان سندیکاهای شرکت کننده در اجلاس، این گردهمآیی فرصتی است که همبستگی خود رابا کارگران و سندیکالیست در ایران اعلام دارند.
ترجمه وتکثیر:
همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران پاریس
اتحادبین المللی درحمایت از کارگران درایران-پاریس
اعتصاب کارگران کارخانه آتیلا ارتوپد سنندج *
به گزارش مورخ15خردادموکریان ،تعدادی از کارگران شرکت آتیلا ارتوپد (سینا) در سنندج دست به اعتصاب زدند.
بنا بهمین گزارش، 15 تن از کارگران شرکت آتیلا ارتوپد (سینا) واقع در شهرک صنعتی شماره 3 سنندج، در اعتراض به پائین بودن دستمزدهای خود از 3 روز پیش دست به اعتصاب زدند.
براساس این گزارش، تا لحظه دریافت این خبر، اعتصاب کارگران کارخانه آتیلا ارتوپد کماکان ادامه دارد.
*کارخانه آتیلا ارتوپدواقع درشهرک صنعتی سنندج تولید کننده تجهیزات پزشکی درزمینه جراحی ارتوپدی وستون فقرات است.
ازکاهش سن بازنشستگی کارگران مشاغل سخت وزیان آورچه خبر؟
کاهش سابقه فعالیت قانونی از 30 سال به 20 تا 25 سال طبق ضوابطی از جمله حمایت هایی است که در کشور به منظور جلوگیری از افزایش مسائل شاغلان در گروه سخت و زیان آور پیش بینی شده است.
طبق آخرین پیش بینی های صورت گرفته از سال گذشته، افرادی که در مشاغل سخت و زیان آور فعالیت دارند می توانند با داشتن 20 سال سابقه پرداخت بیمه به صورت مستمر و یا 25 سال سابقه غیرمستمر بازنشسته شوند و از مزایایی مشابه بیمه گذاران 30 ساله برخوردار شوند.
البته برای اینکه بتوان از این امتیاز قانونی برخوردار شد باید افراد درخواست مشاغل خود را به بیمه ارائه کنند که پس از آن طی مراحلی برخی بررسی ها نسبت به ادعای افراد صورت می گیرد و در صورت تایید نهایی، آنها می توانند از مزایای بیمه مشاغل سخت و زیان آور برخوردار شوند.
آسیب های شایعی مانند کاهش شنوایی، آسیب های جسمی و حرکتی، کاهش بینایی، ایجاد مشکلات تنفسی، قلبی، عصبی و
مسائلی از این دست که ممکن است حتی چند سال بعد از بازنشستگی نیز در افراد بروز کند؛ از مواردی است که در مشاغل سخت و زیان آور مورد توجه قرار دارد.
همچنین آسیب های اسکلتی - عضلانی بر حسب نوع کار، بیماری های تنفسی مانند آسم، بیماری های پوستی در اثر تماس با مواد شیمیایی و صنعتی؛ از دیگر مسائلی است که معمولا برای مردان شاغل ایجاد می شود.
به دلیل ماندن مردان در محل های کار در ساعات بیشتری از روز؛ این مسائل در بخش مردان از اهمیت بیشتری برخوردار است هرچند به همان نسبت می تواند برای زنان شاغل نیز مسائلی را ایجاد کند.
پس از مطرح شدن لزوم بازنگری و اصلاح برخی بخش های مربوط به مشاغل سخت و زیان آور در سال 89، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد ستاد ویژه ای را برای این منظور تشکیل خواهد داد.
به صورت کلی رفع برخی موانع برای مشمولان مشاغل سخت و زیان آور از جمله میزان مرخصی ها و غیبت های فرد در دوران اشتغال؛ از مواردی یاد می شود که تا چندی پیش باعث جلوگیری از دستیابی بسیاری از شاغلان در گروه سخت و زیان آور شده بود.
پیش از انجام برخی اصلاحات در قانون مشاغل سخت و زیان آور، در صورتی که افراد در طول دوران 20 ساله خدمت خود غیبت های غیرموجه بیشتر از 10 روز در هر سال داشتند از گروه مشمولان خارج می شدند اما تلاش هایی صورت گرفت برای اینکه افراد بتوانند در مجموع برای 20 سال اگر 200 روز غیبت شناور داشته باشند، مشمول بازنشستگی شوند.
به عبارتی، قبل از این برای هر سال فقط 10 روز غیبت غیرموجه می توانست محاسبه شود و در مجموع 200 روز برای 20 سال که پس از اصلاح، همان شرایط باقی ماند اما محاسبه 200 روز به صورت شناور درآمد و به عنوان نمونه فردی با دارا بودن غیبت های مختلف در طول 20 سال و در صورت رعایت سقف 200 روز می تواند مشمول بازنشستگی مشاغل سخت و زیان آور شود.
به صورت کلی، کمردرد شایع ترین علت از کارافتادگی در افراد زیر 45 سال و شایع ترین علت شکایت غرامتی کارگران و دومین علت غیبت از کار است. مشکلات پوستی یکی دیگر از شایع ترین بیماری های ناشی از شغل به ویژه در مردان است که 35 درصد مجموع بیماری های مرتبط با شغل را بیماری های پوستی تشکیل می دهند.
مردانی که با اشعه اتیلن اکسید و فلزانی مانند سرب در تماس هستند در معرض تهدید بیماری های سیستم تولید مثل قرار دارند و به علاوه احتمال بروز انواع سرطان مانند سرطان ریه در مردان به علت مواجهه با آزبست بیشتر است. همچنین سیگار کشیدن، میزان شیوع سرطان مثانه در مردان را 5 برابر زنان کرده است.
27 مهرماه سال 90 قانونی از سوی رئیس جمهور ابلاغ شد که در قالب آن سابقه بیمه مشاغل سخت و زیان آور به ازای هر سال 1.5 سال محاسبه می شود. در مشاغل سخت و زیان ‌آور صرفنظر از داشتن سابقه توالی 20 ساله یا تناوب 25 ساله؛ سابقه افراد به ازاء هر سال معادل 1.5 سال اشتغال محاسبه خواهد شد.
در قانون پیشین آمده بود به شرطی 1 سال اشتغال بیمه ‌شده در مشاغل سخت و زیان ‌آور معادل 1.5سال محاسبه می‌شود که توالی و تناوب اشتغال بیمه ‌شده در مشاغل سخت و زیان‌ آور به‌ ترتیب 20 و 25 سال تمام باشد و این در حالی است که در قانون جدید افرادی که تقاضای مستمری بازنشستگی می کنند، نیازی به سابقه مذکور ندارند.
منبع:مهر-15خرداد-بخش هایی ازیک گزارش
كارگران نانوايي اندر غم نان!!؟
مصاحبه از: يدالله صمدي
مسئله دستمزدها و چگونگي افزايش آن ، در كليت امرهمواره به يكي از مباحث مورد مناقشه­ي طبقه كارگر در ايران و علي­الخصوص كارگران خباز در كردستان تبديل شده است كه متاسفانه همچنان در هاله­اي از ابهام بسر مي­برد، بگونه­اي كه افزايش دستمزدها براي كارگران خباز بر اساس عرف­هاي غير قانوني، افزايش نرخ نان مي­باشد. به همين دليل لازم ديديم گفتگويي را در اين رابطه با آقايان عبدالله بلواسي رييس هيئت مديره سنديكاي كارگران خباز مريوان و سروآباد، محيه­الدين الله مرادي عضو هيئت مديره سنديكاي كارگران خباز سنندج و حومه و محمود صالحي فعال كارگري و عضو كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكلهاي كارگري، داشته باشيم، كه در پي خواهد آمد.
آقاي صالحي ، همان­گونه كه مطلعيد شرايط افزايش دستمزد كارگران خباز داراي چارچوب مشخص و متداول خود نبوده و كارگران خباز در راستاي دستيابي به افزايش دستمزدها دچار نوعي بلاتكليفي شده­اند و وزارت كار، تعاون و رفاه اجتماعي نيز در اين رابطه هيچ اقدامي در دستور كار ندارد و هر گونه افزايش دستمزدها را به فرمانداري­ها واگذار كرده است. آقاي صالحي در اين مورد توضيح دهيد كه تعيين دستمزدها به عهده­ي چه ارگان يا نهادي مي­باشد؟
با تشكر از شما كه اين فرصت را فراهم نموديد تا بتوانيم درباره دستمزد بخشي از كارگران كه همانا كارگران خباز باشند، كه روزانه با مردم در ارتباط مستقيم هستند، به بحث و گفتگو بنشينيم.
من در جواب بايد بگويم كه فرمانداري­ها و استانداري­ها نمي­توانند در تعيين دستمزد طبقه­ي كارگر و كارگران خباز به­طور اخص نقش داشته باشند. بايد گفت به هيچ وجه؛ چون كارگران خباز شامل قانون كار هستند و وقتي كه شامل قانون كار باشند، دستمزد كارگران خباز برابر ماده 41 قانون كار هر ساله از طرف شوراي عالي كار تعيين مي­شود. در ضمن طبق قانون كار، كارگران خباز شامل كارگاه­هاي زير 10 نفر هستند و به همين دلايل اين كارگران مشمول قانون كار هستند. و ديگر تداخل فرمانداريها و استانداريها و.... براي تعيين دستمزد كارگران خباز بي معنا و غير قانوني است. با توجه به اين مسئله و اينكه هرباره ديواري كوتاه­تر از ديوار كارگران خباز پيدا نمي­كنند، همواره اين كارگران مورد تعرض قرار مي­گيرند. اما اگر از زاويه ديگر به اين مسئله بنگريم، مي­بينيم كه همين كارگران خباز با وجود گذشت 2 ماه از سال 91 هنوز دستمزد آنان افزايش پيدا نكرده است، اما سازمان تامين اجتماعي مبلغ بيمه كارگران را افزايش داده و هم­اكنون از كارگران وصول مي­شود. اين اقدام خود، اين سوال را پيش مي­كشد كه، اگر مبلغ بيمه كارگران افزايش پيدا كرده، چگونه است كه دستمزد كارگران خباز پس از گذشت دو ماه از سال جديد هنوز همان دستمزد قبلي است؟! آيا كدام ارگان و نهاد دولتي جوابگوي كارگران خباز مي­باشد؟ قانون كار به ما مي­گويد: اگر نماينده كارگران و كارفرمايان در اولين و دومين جلسه به توافق نرسند هر كدام از طرفين مي­توانند دادخواست خود را تحويل اداره كار دهند و وزارت كار موظف مي­باشد، در طول يك ماه، راي خود را صادر كند و حتي اگر كارفرما، راي صادره را قبول نكند وزارت كار به اختيار خود كارگاه را تحت كنترل و اداره خود درمي­آورد و دستمزد كارگران را پرداخت مي­كند. اما متاسفانه وقتي كه كارگران در اين مورد سخني به ميان مي­آورند،با مشكلاتي روبرو مي­شوند، كه اين امر خود، باز مسئله اجرا نكردن نيم بندهاي قانون كار را دوباره مطرح مي­كند.
آقاي الله مرادي، كارگران خبازي در سنندج در چه وضعيت و شرايطي بسر مي­برند؟
بله، اجازه بدهيد قبل از اينكه به سوال شما جواب بدهم نقبي به حرف­هاي آقاي صالحي بزنم و در اين راستا بايد بگويم  كه دستمزد امسال كارگران خباز، بايد طبق دستورالعملي باشد كه چند سال پيش به تصويب رسيد، يعني دستمزد كارگران همراه با عيدي، پاداش، صنوات و.... احتساب شود. به همين دليل اگر ما كارگر هستيم پس شامل قانون كار مي­شويم و تمام شرايطي را كه قانون براي يك كارگر در نظر گرفته است بايد شامل ما كارگران خباز نيز بشود. اين امر در حال حاضر در شرايطي انجام مي­گيرد كه هر كارگر خباز روزانه بطور متوسط بين 10 تا 12 ساعت كار مفيد انجام مي­دهد، يعني دستمزدهاي كارگران خباز علي­رغم ساعت كار طولاني، نصف دستمزدي است كه شوراي عالي كار هر ساله براي 7 تا 8 ساعت كار كارگر تعيين مي­كند، مي­باشد. ما كارگران خباز در اوايل هر سال بايد افزايش چند درصدي حق بيمه خود را كه سازمان تامين اجتماعي تعيين مي­كند بپردازيم، اما براي افزايش دستمزدهايمان بعد از نامه­نگاريها و درخواستهاي متعددي كه به استانداريها و فرمانداريها مي­شود، بعد از چند ماه جلسه­اي را براي بررسي دستمزدها تشكيل مي­دهند و اين جلسات آنقدر تداوم مي­يابد كه كارگر خباز، براي دريافت دستمزد جديد بايد تا اواسط سال منتظر بماند. همانگونه كه مستحضريد بسياري از كارگران خباز در خبازيهاي سنندج با دستمزدهاي 10 – 12 هزار تومان در روز مشغول بكار هستند، كه اين امر نه مشكل مسكن­مان را حل مي­كند، نه مشكل ساعات كار و دستمزدهايمان را حل مي­كند و زماني هم كه به اين شرايط اعتراض مي­كنيم و خواهان احقاق حقوق خود مي­شويم با درب­هاي بسته روبرو مي­شويم، در هيچ جاي قانون اشاره نشده است كه اگر كارگري طعام يك مملكت را تامين مي­كند و خواهان افزايش دستمزد خود باشد و يا حداقل خواهان احتساب دستمزدهاي خود طبق قانون كار باشد، با او رفتارهاي مغاير قانون و اخلاق انجام شود. در ضمن طبق همين منوال اگر دستمزد كارگر هم افزايش يابد، بايد 2% درصد آن به پنج نفر كارگر تعلق گيرد و يك درصد آن متعلق به كارفرما مي­باشد، در كجاي قانون اين كار توصيف و توجيه شده است؟ به همين دليل ما كارگران خباز خواستار آن هستيم كه تمامي شرايط و ضوابط موجود در قانون كار شامل حال ما نيز شود.
آقاي بلواسي، همانطور كه در قطنامه سنديكاي خبازان مريوان كه بمناسبت روز جهاني كارگر منتشر كرده بوديد، مشاهده كرديم كه شما نسبت به شيوه­ي تعيين دستمزدها براي كارگران خباز و حتي دستمزد اعلام شده از طرف شوراي عالي كار معترض بوديد.  براي افزايش و تعيين دستمزد كارگران خباز، چه پيشنهادي داريد؟
با تشكر از اينكه مشكلات و معضلات جامعه كارگري و بخصوص خبازان را انعكاس مي­دهيد. در رابطه با اينكه كارگران خباز مشمول قانون كار هستند بايد اشاره كنم كه، بله، مشمول قانون كار هستند، و مسئله تعيين دستمزدها همان­گونه كه مطلعيد هر ساله در اواخر اسفند ماه طبق بخش­نامه شوراي عالي كار بر اساس ميزان تورم اعلام مي­شود،‌اما تعيين دستمزد كارگران خباز به نا حق به فرمانداري­ها تفويض شده و آنها نيز افزايش دستمزدها را منوط به گران شدن نان مي­كنند، كه البته غير قانوني است، كه اين امر به سهل انگاري نهادها و انجمن­هاي كارگري برمي­گردد. به نظر من حتي اعمال دستمزدهاي تعيين شده از طرف شوراي عالي كار، ميزان دستمزدي نيست كه يك كارگر بتواند حداقل­هاي زندگي خود را تامين كند و كاملا در راستاي خدمت به سرمايه و كارفرما و به ضرر طبقه كارگر گام برمي­دارد. ما بعنوان سنديكاي كارگران خباز مريوان و سروآباد از ديگر سنديكاها در سطح استان خواستاريم تا با تشكيل يك شوراي عالي يا يك اتحاديه بتوانيم حداقل در مورد دستمزدهايمان بصورت متحدانه عمل كنيم، البته در اين راستا اقداماتي را در سال 1390 صورت داديم و ما همراه سنديكاي كارگران خباز سقز درخواستي را به ديگر سنديكاهاي خبازي در استان فرستاديم و از آنها خواستيم تا با تشكيل اين شورا بتوانيم براي دستمزدهاي سال 1391 متحدانه عمل كنيم، اما متاسفانه از طرف سنديكاها، بخصوص سنديكاي سنندج جوابي مبني بر همكاري با اين درخواست اعلام نشد تا بتوانيم دستمزد يكساني را براي كارگران خباز در سطح استان تعيين كنيم، چون دستمزد كارگران خباز در شهرهاي كامياران، قروه، بيجار، بانه و... واقعا فاجعه بار است اين در حالي است كه قيمت نان در سطح استان يكسان مي­باشد.

آقاي صالحي، همانگونه كه آگاه­ايد چندي پيش لايحه­اي به نام «اصلاحيه قانون كار» به مجلس شوراي اسلامي ارائه گرديد، كه قرار است در صورت تصويب،‌جايگزين قانون كار فعلي گردد، ناگفته نماند كه ارائه اين لايحه به مجلس، مباحثي را ميان محافل، تشكلها و نهادهاي كارگري در ايران پيش كشيد، كه بحث در اين رابطه را به بعد موكول خواهيم كرد. به هر حال، آيا به نظر شما تصويب لايحه اصلاحيه قانون كار تا چه اندازه بر معيشت طبقه كارگر در ايران و علي الخصوص كارگران خباز تاثير مي­گذارد؟
متاسفانه نه تنها در كردستان بلكه در سراسر ايران يك بند از قوانين موجود كار اجرا نشده است، حتي اگر ما به قانون نگاهي بياندازيم در هيچ جاي اين قانون، مسئله اخراج مطرح نشده است،‌به شكلي كه در ماده 21 قانون كار مي­گويد: قرارداد كار به يكي از طرق زير خاتمه ميابد: الف) فوت كارگر، ب) بازنشستگي كارگر، ج) از كار افتادگي كلي كارگر، د) استعفاي كارگر و... باز، در همين قانون و در ماده 27 به اين مسئله اشاره مي­كند كه هرگاه كارگر در انجام وظايف خود قصور ورزد و نماينده كارگر آن را تاييد كند كه كارگر در وظايف خود قصور كرده است و دو بار اخطاريه كتبي دريافت كند و رونوشت اخطاريه­ها تحويل اداره كار شود و در آنجا ثبت گردد، در اين صورت قرارداد كار كارگر مي­تواند فسخ گردد. اما متاسفانه ما روزانه شاهد اخراج صدها كارگر هستيم و اين امر را رييس خانه كارگر، عليرضا محجوب نيز تاييد مي­كند و در مجلس اظهار مي­دارد كه صدها هزار كارگر در سال گذشته از كار خود اخراج شده­اند. پس مي­توان نتيجه گرفت كه حتي يك بند از قوانين كار موجود هم اجرا نشده است تا ما اظهار نظر كنيم كه آيا تغييراتي كه قرار است در قانون كار روي دهد به نفع طبقه كارگر مي­باشد يا به ضرر آن؟ هر چند به عقيده من تغييراتي كه مي­خواهند در قانون كار اعمال كنند، بندهايي از آن به نفع طبقه كارگر مي­باشد. براي مثال خود من يكي از افرادي بودم كه در 20 سال گذشته همواره اعلام كرده­ام، كارگاههاي كوچك با توجه به اينكه امكانات مالي كافي ندارند، بايد شماره حسابي براي كارگران باز كنند، كه يكي از قوانيني است كه در اصلاحيه قانون كار بدان اشاره شده است و كارفرما موظف است كه هر ساله مبلغي را به آن شماره حساب واريز كند كه اگر زماني كارگر از كار افتاده و يا بازنشست شد سنوات كارگر را پرداخت كند. هم اكنون با وجود حضور نماينده دادستان در هيئتهاي تشخيص و هيئتهاي حل اختلاف، آراي آنها سالها در جيب كارگر متشاكي مي­ماند و قوه قضاييه حاضر به اجراي آن نمي­باشد. پس مي­توان گفت كه ما با مسئله اجرا مشكل داريم و به نظر من تغيير كردن يا نكردن قانون كار هيچ تاثير مثبتي را بر طبقه كارگر ندارد، چون بندهاي قانون كار در كشور ما اجرا نمي­شود.
آقاي الله مرادي، همانگونه كه مستحضريد با اجرايي شدن طرح تحول اقتصادي «هدفمند كردن يارانه­ها» قيمت نان نيز افزايش يافت، اين افزايش قيمت و بطور كلي هدفمند كردن يارانه­ها چه تاثيري بر معيشت كارگران خباز و ميزان پخت خبازيها در سنندج گذاشته است؟
همانگونه كه شاهديم هدفمند كردن يارانه­ها از يك سو كاهش 50% درصدي ميزان پخت خبازيهاي سطح شهر سنندج و در قبال آن كاهش دستمزد كارگران را به همراه داشت و از ديگر سو طرح آزاد سازي خبازيها مسئله رقابت را پيش كشيده است، بگونه­اي كه اگر در سطح شهر چرخي بزنيم، مي­بينيم كه كارگاههاي خبازي در فواصل نزديك به هم و حتي در برخي موارد چسپيده به هم وجود دارند. اين در حالي است كه طبق قانون بايد فاصله هر نانوايي در حدود 500 متر باشد. اما مهمترين مسئله­اي كه طرح هدفمند كردن يارانه­ها براي كارگران خباز بوجود آورده است، همانا مسئله دستمزدهاست، طبق مصوبه شوراي عالي كار، دستمزد يك كارگر براي 7 ساعت 40 دقيقه كار بايد 13000 هزار تومان باشد، اما كارگر خباز براي 10 – 12 ساعت كار مفيد دستمزدي كمتر از مصوب شوراي عالي كار دريافت مي­كند و كارفرما هم حاضر نيست دستمزد كامل به كارگر پرداخت كند، چون اين را مصوب كرده­اند كه به قول معروف "نرخ، نرخ شاه عباسي است" و هر اندازه كار كنيد همان ميزان نيز دستمزد دريافت مي­كنيد. اين وضعيت شرايطي را براي كارگر خباز بوجود آورده است كه كارگري با 20 سال سابقه كار پس از آن كه سالها جواني و انرژي خود را در كارگاه خبازي صرف كرده است، بدليل اينكه زندگي و معيشتش بخاطر دستمزد ناچيز به مخاطره افتاده است، بدون اينكه حق و مزايايي به وي تعلق گيرد، ترك كار مي­كند. واين سوال را بايد از مسئولين پرسيد كه آيا هيچ توازني بين نيروي كاري كه كارگر در كارگاه صرف مي­كند با دستمزدها، عادلانه است؟
آقاي صالحي به عنوان آخرين سوال، به نظر شما كارگران خباز براي برون رفت از اين شيوه از تعيين دستمزدها چه راهكاري را بايد پيش بگيرند تا كارگران خباز نيز بر اساس قانون كار با آنها رفتار شود؟
قبل پاسخ به اين سوال شما، لازم مي­بينم در رابطه با طرح هدفمند كردن يارانه­ها و تاثير آن بر خبازيها، توضيحاتي را ارئه دهم. به نظر من هدفمند كردن يارانه­ها را بايد به سه قسمت تقسيم كنيم. گروه اول كساني هستند كه به معناي واقعي بي­بضاعت مي­باشند كه از پرداخت يارانه­هاي نقدي راضي­اند، گروه ديگر، بخشي از بازاريها هستند كه آنها نيز به نوعي از پرداخت يارانه­هاي نقدي راضي هستند، چون براي بازاري تغيير آنچناني روي نمي­دهد، بدين معني كه فرضا يك بازاري اگر آرد را به قيمت هر كيلو 20 تومان خريداري كند آن را به 25 تومان مي­فروشد و اگر آن را به 25 تومان بخرد آن را به 30 تومان به فروش مي­رساند به همين دليل تغيير چشم گيري در معيشت يك بازاري بوجود نمي­آيد، اما تنها كساني كه قرباني اين سياست مي­شوند، طبقه مزد بگير جامعه مي­باشد كه شامل معلمان، پرستاران، كارمندان، و كارگران هستند يعني دستمزد آنها كه در اواخر هر سال تعيين مي­شود، يك سال تمام همان دستمزد مي­باشد. فرضا زماني كه دستمزدها 390 هزارتومان اعلام مي­شود يك كيلو گوجه فرنگي 1000 تومان در حالي كه چند ماه بعد همان يك كيلو گوجه فرنگي را به 2500 تومان مي­توان خريد، در اينجا طبقه مزدبگير جامعه است كه متضرر مي­شود. در مورد خبازيها هم بگونه­اي مي­باشد كه، كارفرمايان خباز، زماني كه طرح هدفمند كردن يارانه­ها به مرحله اجرا درآمد و قيمت نان آزاد شد، چندين برابر درآمد آنها نسبت به قبل از اين طرح افزايش يافته است براي نمونه، قبلا پخت روزانه يك خبازي در سقز اگر 6 كيسه آرد 40 كيلويي بود، تنها 10 هزار تومان براي كارفرما سود داشت. حال، همين ميزان پخت براي كارفرما، حتي اگر همراه دستمزد كارگران تمامي حق و مزاياي وي را پرداخت كند باز هم روزانه 80 هزار تومان براي كارفرما سودآور است. آنهايي كه اعلام مي­كنند تا زماني كه نرخ نان افزايش پيدا نكند، دستمزد كارگران هم افزايش پيدا نمي­كند بايد جوابگو باشند.
من از نمايندگان كارگران خباز درخواست مي­كنم كه نسبت به دستمزدهاي جديد اقدام كنند، چون تنها دليل افزايش نيافتن دستمزد خبازان پس از گذشت 2 ماه از سال، سازش نمايندگان آنها با دولت و كارفرما مي­باشد. يكي ديگر از مشكلات كارگران خباز سازمان تامين اجتماعي است كه قانون كارهاي سخت و زيان آور را در مورد خبازان به اجرا نمي­گذارد كه اين امر باز به ضعف نمايندگان كارگران خباز برمي­گردد،‌چون نمايندگان كارگران تا به حال هيچ اعتراض و اقدامي را به سازمان تامين اجتماعي صورت نداده­اند.اگر سازمان تامين اجتماعي قانون كارهاي سخت و زيان آور را براي كارگران خباز به اجرا درآورد نصفي از كارگران خباز بازنشسته مي­شوند و كارگران جديد جايگزين آنها مي­شود. وبعنوان سخن آخر، باز از نمايندگان كارگران مي­خواهم درباره احقاق حقوق كارگران خباز مماشات و سازش را كنار بگذارند.
آقاي بلواسي در پايان اگر سخني داريد بفرماييد؟
در پايان من از ارگانهاي اجرايي استان خواهان آن هستم كه به مشكلات صنفي كارگران توجهي جدي و وافر داشته باشند چون همانگونه كه در قانون اساسي نيز بدان اشاره شده است، كارگران حق دارند كه پيگير مشكلات و مطالبات خود باشند. همچنين از كارگران خباز خواستاريم تا با حضور فعالانه خود در سنديكاهايشان نمايندگان خود را در تعيين دستمزدها ياري كنند.
آقاي الله مرادي به­عنوان آخرين سوال، خواست و مطالبات كارگران خباز در سنندج چيست؟
بله، آقاي صالحي درست اظهار مي­دارند، چون ما هيچ وقت مقابل اين امر اعتراض نكرده­ايم كه، سازمان تامين اجتماعي!! يك كارگر خباز روزانه 10 – 12 ساعت روي پاي خود مي­ايستد در مقايسه با كارمند يك اداره كه در روز از 8 ساعت كاري خود تنها چند ساعت كار مفيد انجام مي­دهد، چگونه است كه شامل كارهاي سخت و زيان آور مي­شود اما يك كارگر خباز، در حالي كه با دو بار عمل جراحي ديسك كمر، 27 سال سابقه كار و سني بالاي 42 سال، شامل اين قانون نمي­شود؟ درباره دفترچه خدمات درماني­ كارگران هم بايد اشاره كنم كه اين دفترچه­ها حتي در بيمارستانهايي كه با سازمان تامين اجتماعي قرارداد دارند قابل استفاده نيست و يك كارگر خباز براي صدور كارت تندرستي خود، بايد هزينه آزمايشات لازم را بصورت آزاد پرداخت كند. در پايان ما كارگران خباز خواستاريم كه دستمزدهايمان بر اساس قانون كار باشد و چيزي جز اجرا شدن قانون كار در مورد كاررگران خباز را خواستار نيستيم.
در پايان با سپاس و قدرداني ديگر بار از شما دوستان، اميدواريم كه با انعكاس مشكلات كارگران خباز راه چاره­اي براي اين قشر زحمتكش جامعه انديشيده شود تا نانوايان عزيز در غم نان نباشند.
هفته‌نامه دیار کهن- 8 خرداد 1391
برگرفته از سایت کمیته هماهنگی کمک برای ایجادتشکل های کارگری
پانزدهم خردادماه1391

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر